Skip to content

به پایگاه اینترنتی هدی بلاگ خوش آمدید.


 


استاد جلال الدین همایی فرستادن به ایمیل
تاریخ انتشار : 28 تير 1390

بيست وهشتم تير سالروزدرگذشت استاد جلال الدین همایی
زندگینامه استاد جلال الدین همایی
جلال‌ الدين‌ همائی درسحرگاه شب چهارشنبه 13 دي ماه سال‌ ۱۲۷٨ در اصفهان‌ به‌ دنيا آمد . پدرش‌ ميرزا ابوالقاسم‌ محمد نصير متخلص‌ به‌ طرب‌ و جدش‌ ملا محمدرضا همای‌ شيرازی‌ هر دو از شعرا و دانشمندان‌ معروف‌ عصر خود بودند. در اين خانه که جلال الدین بدنیا آمد اتاقي بود مزين به نقاشي و آينه كاري، كه خط خوش پدر و پدر بزرگ جلال الدين، زينت بخش آينه كاريهاي آنجا بود. بالاي اتاق و زير آينه ها و دسته گل نقاشي، حديث نبوي "انا مدينة العلم و علي بابها" كتابت شده بود و رو به روي آن در پايين گلدان، آينه كاري بسيار زيبايي است و اين بيت از مولانا نوشته شده بود:
از علي (ع) آموز اخلاص عمل
شير حق را دان منزه از دغل
محل تولد جلال الدين، در همين اتاق بوده است.
جلال‌ الدين‌ تحت‌ نظارت‌ پدر دانشمند خود و در خانواده‌ای‌ كه‌ كليه‌ اعضاء آن‌ اهل‌ خط و قلم‌ بودند رشد يافت‌ و از اوان‌ كودكی ملزم‌ به‌ فراگيری ادبيات‌ عرب‌ و حكمت‌ وفلسفه‌ شد. وی در سن‌ ده‌ سالگی منشأت‌ قائم مقام فراهانی ‌، منشأت‌ فرهاد ميرزا و منشأت‌ امير نظام‌ و تاريخ‌ معجم‌ را نزد ميرزا عبدالغفار و شاهنامه‌ فردوسی ، كليات‌ سعدی ، منتخب‌ قاآنی‌ و غزليات‌ محمد خان‌ دشتی را در نزد پدر مطالعه‌ كرد و به‌ اطلاعات‌ فراوانی‌ دست‌ يافت. جلال الدين نزد مادر، خواندن قرآن، گلستان و غزليات حافظ را فرا گرفت. او آموزشهاي مقدماتي را در منزل به فرزندش آموخت و پس از آن، جلال الدين به مكتب خانه رفت. در مكتب خانه، نزد بانويي پرهيزگار به نام ملا باجي به مطالعه اصول و فروع دين و عم جزء پرداخت. ملا باجي، زني عابد و صالح و خداپرست بود كه نبات بيگم نام داشت و به ملا باجي مشهور بود. او از بعضي خانواده هاي محله، چند دختر و پسر را به شاگردي مي پذيرفت. گيسواني سفيد و رويي نوراني و روحاني داشت و با محبت فراوان، اصول و فروع دين و آداب وضو و نماز و روزه و كتاب عم جزء را به شاگردانش مي آموخت. جلال الدين اين دروس را قبلاً در خانه از مادر آموخته بود، اما ملاباجي آن را تكميل كرد.
در مدت كوتاهي كه جلال الدين در مكتب خانه ملاباجي عم جزء را تمام كرد، مادر جلال الدين شخصاً به مكتب رفت و يك كلاه قند شهري و يك دست لباس زنانه، شامل پيراهن و چارقد و شلوار و چادر نماز و كفش با بشقابي نقل بادام به ملا باجي هديه كرد. جلال الدين 6، 7 ساله بود كه به مكتب ميرزا عبدالغفار رفت. هوش و استعداد او در تعليم، چنان بود كه همان روز اول، تحسين استاد را برانگيخت. روز اول، ميرزا عبدالغفار، ديوان حافظ را باز كرد و جلال الدين همان طور كه در خانه نزد پدر و مادر آموخته بود، آن را صحيح و كامل با صداي رسا خواند. استاد، جلال الدين را تحسين كرد. بعد عيالش را صدا زد و از او خواست اسپند بياورد. اسپند آوردند و آتش زدند و بعد به پدر جلال الدين پيغام فرستاد كه قدر اين كودك را بدانيد ...
همائی‌ از سن‌ يازده‌ سالگی به‌ مدت‌ بيست‌ سال‌ در مدرسه‌ نماورد از مدارس‌ قديم‌ ومعروف‌ اصفهان‌ كه‌ مركز دانش‌ و فرهنگ‌ اين‌ شهر بود به‌ كسب‌ علوم‌ اسلامی پرداخت‌ . جلال‌ طی اين‌ سالها ادبيات‌ عرب‌ ، فقه ‌، اصول‌ ، تفسير ، درايه ‌،رجال‌ ، هيئت‌ ، نجوم ‌، استخراج‌ تقويم ‌، فنون‌ رياضی ‌، طب‌ و فلسفه‌ را در نزد بزرگ‌ترين‌ علما و روحانيون‌ ايران‌ فراگرفت‌ و خود نيز مدتی‌ مدرس‌ بزرگ‌ترين‌ حوزه‌ های علمی و ادبی‌ اصفهان‌ بود. جلال‌ الدين‌ در سال‌ ۱۳۰۰ به‌ نظام‌ آموزشی‌ جديد پيوست‌ و ابتدا به‌ تدريس‌ در مدرسه‌ صارميه‌ اصفهان‌ پرداخت‌; سپس‌ در سال‌ ۱۳۰۷ به‌ تهران‌ آمد و ازطرف‌ وزارت‌ معارف‌ وقت‌ عهده‌ دار تدريس‌ فلسفه‌ و ادبيات‌ در تبريز گرديد. همائی درسال‌ ۱۳۱۰ به‌ تهران‌ منتقل‌ شد و در دارالفنون ، دبيرستان‌ نظام‌ و دانشكده‌ افسری‌ به‌ تدريس‌ ادبيات‌ پرداخت‌. از شاگردان استاد در اين دوره عبارتند از: دكتر ذبيح الله صفا، دكتر حسين خطيبي و دكتر اكبر شهابي. وی پس‌ از تأسيس‌ دانشگاه‌ تهران‌ به‌ اين‌ دانشگاه‌ دعوت‌ شد وسالها در دوره‌ دكتری‌ دانشكده‌ های حقوق‌ و ادبيات‌ تدريس‌ كرد و مدتی نيز عضو فرهنگستان‌ ايران‌ بود. استاد همائی‌ دو دوره‌ نيز به‌ دعوت‌ دانشگاههای‌ بيروت‌ و لاهور در اين‌ دانشگاهها تدريس‌ نمود كه‌ با استقبال‌ محافل‌ علمی‌ اين‌ كشورها مواجه‌ شد. در سال‌ 1356 دانشگاه‌ تهران‌ مراسم‌ بزرگداشت‌ اين‌ استاد بزرگ‌ تاريخ‌ و فرهنگ‌ ايران‌ را برگزار كرد و در اين‌ مراسم‌ نسخه‌ ای از كتاب‌ همائی‌ نامه‌ كه‌ به‌ قلم‌ همكاران‌ وارادتمندان‌ استاد تهيه‌ شده‌ بود به‌ او تقديم‌ گرديد. استاد جلال‌ الدين‌ همائی‌ علاوه‌ بر تأليف‌ و تصحيح‌ كتب‌ متعدد شعر هم‌ می‌سرود وبيش‌ از پانزده‌ هزار بيت‌ او در ديوانی‌ گرد آوری‌ شده‌ است‌. از مشهورترين‌ اشعار او مسجد كبود است‌ كه‌ در وصف‌ مسجد كبود تبريز و اظهار تأسف‌ از ويرانی‌ آن‌ سروده‌ است‌.

استادان مرحوم همایی
مرحوم جلال الدین همایی از سال 1330 تحصیل علوم اسلامی را در محضر استادان به نام آن روزگار حوزه اصفهان شروع کرد. در خدمت آقا شیخ علی یزدی مُغنی، مُطوّل و قسمتی از شرح لمعه را خواند و قسمتی از باب‏های آخر مُغنی و شرحِ نَظّام و پاره‏ای دیگر از متون ادبیات عرب را در محضر حاج سید کاظم کروندی تحصیل کرد. آخوند ملا عبدالکریم گزی شرایعِ محقق و مکاسبِ شیخ انصاری را به او آموخت. شرح باب حادی عشر و رجال و علم درایه را از خدمت میرزا احمد اصفهانی و کتاب قوانین‏الاصول را نزد آقاسید مهدی دُرچه‏ای و قسمتی از فقه و اصول را نزد حاج میر محمد صادق خاتون آبادی تلمّذ کردند. در بین استادان فقه و اصولِ ایشان، آیت اللّه سید محمد باقر دُرچه‏ای حقّی عظیم بر گردن استاد همایی دارد؛ چرا که مدّت دوازده سال در درس‏های خارج اصول و فقه او شرکت می‏کرد .

تحصیل علوم عقلی
علاوه بر تحصیل زبان و ادبیات عرب و فقه و اصول، مرحوم استاد همایی علوم عقلی را نیز در خدمت مشاهیر عصرخود فرا گرفت. از جمله استادان ایشان در علوم عقلی شیخ محمّد خراسانی است که مرحوم همایی حدود هیجده سال نزد ایشان امّهات متون فلسفی و عرفانی مانند شرح شمسیه و شرح منظومه و شرح هدایه و اشارات و شفا و اسفار و شرح نصوص و شرح مفتاح الغیب قونوی را تحصیل کرد. کلیّاتقانون را نزد شیخ محمّد حکیم و قسمت معالجات قانون را نزد حاج میرزا علی شیرازی و دو دوره هیأت مسطحه استدلالی و خلاصة الحساب شیخ بهایی را نزد حاج آقا رحیم ارباب و دوره کامل فن نجوم و معرفة التقویم را در حضور ملا عبدالجواد آدینه‏ای فرا گرفت. از دیگر استادان معقول استاد همایی شیخ اسداللّه حکیم قمشه‏ای است که سال‏ها از محضر ایشان استفاده کرده‏اند.

نیل به درجه اجتهاد
بر اثر سخت کوشی‏های مستمر طولی نکشید که استاد همایی به دریافت چند فقره اجازه روایت و اجتهاد از علمای بزرگ عصر نایل آمد که از آن جمله است:
اجازه روایت از آیت اللّه حاج شیخ مرتضی آشتیانی؛ اجازه روایت و اجتهاد از آیت اللّه شیخ محمّد حسین فشارکی که از فقهای بزرگ و مدرسانِ بنام حوزه اصفهان بوده‏اند، اجازه روایت و اجتهاد از آیت اللّه سیّد محمّد نجف آبادی (م 1358 ق)؛ اجازه اجتهاد از آیت اللّه حاج میرزا عبدالحسین سید العراقین خاتون آبادی (م 1350 ق)؛ اجازه اجتهاد از آیت اللّه میرزا ابوطالب محتشمی که از علمای کم نظیر در زمینه تسلط به علوم اسلامی بودند.
استاد همایی مانند غالب دانشمندان ایرانی گاهی به تفنن شعر هم میسراید و در شعر " سنا " تخلص می کند . شعر همایی در مایه سنتی فارسی است . پختگی معنی و اندیشه در آن بارز است . از فصاحت الفاظ و استواری بیان برخوردار است و در عین حال زبان او روان و روشن و ساده است . در میان اشعار او اثری از هجو و استهزاء دیده نمی شود . اشعار همایی دارای مضامین اخلاقی ، عرفانی و معارف والای انسانی می باشد که به حق می توان شعر همایی را " شعر متعهد " نامید . به طور کلی اشعار همایی با مضامین زیر همراه است .
1- پند نامه های اخلاقی
2- مدح و منقبت اهل بیت
3- اندیشه های فلسفی و عرفانی
4- تجلیل از بزرگان علم و ادب
5- شکوه و شکایت از اوضاع نابسامان روزگار
از استاد همایی بیش از پانزده هزار بیت شعر به جا مانده است .

تخلّص جلال الدین همایی
استاد جلال الدین همایی درباره انتخاب تخلّص شعری خرد می‏گویند:
«رسم پیشینگان بر این بود که تخلّص شاعر مبتدی را استادان پیش قدم معیّن می‏کردند من از حدود چهارده سالگی که به مقتضای طبع موزون سخنی می‏بافتم، به منتخب حدیقه سنایی که هزار و یک بیت است، علاقه شدید داشتم و آن را از بر کرده بودم. عمّ بزرگوارم میرزا محمّد «سها» که پیشوای شعرای اصفهان بود و در این فن سمت استادی بر من داشت، فرمود که به تناسب سنایی تخلّص «سنا» اختیار کنم. من نیز به احترام گفته او این تخلّص را تا امروز تغییر نداده‏ام. فقط گاهی با کلمه همایی تخلص کرده‏ام».
چو شد روان عمادی به من گذاشت شرف
چو رفت جان سنایی به من بماند «سنا»

از آثار او :
- " تاریخ ادبیات ایران " /1308
- " غزالی نامه " . شرح حال امام محمد غزالی ./1315
- " فنون بلاغت و صناعات ادبی "
- "مولوی نامه "
- " دیوان سنا " (مجموعه اشعار )
- " تصرف در اسلام "
- " تصحیح مصباح الهدایا و مفتاح الکنایه عزالدین محمود کاشانی "
- " تصحیح مثنوی ولدنامه " /1315
- " مقدمه بر اخلاق ناصری " /1335
- " تصحیح معیار العقول به شیخ الرئیس ابو علی سینا در فن اثقال " /1331

" تصحیح و تنقیح التّفهیم ابو ریحان"
استاد 45 سال به طور رسمي درس داد و بالاخره در سال 1345 از دانشگاه بازنشسته شد. مينودخت همايي درباره زمان فوت پدرش مي گويد: شنبه شب، ششم ماه رمضان 1400 هجري قمري، در حالي كه خواهر بزرگم كنارش بود و قصيده اي از هماي شيرازي در مدح مولا علي عليه السلام مي خواند، ساعت 9 شب ديده از جهان فرو بست. همه چيز به پايان رسيد و دفتر زندگي مردي خستگي ناپذير با دنيايي علم و دانش بسته شد. هنوز ساعت اتاق از صدا نيفتاده و دور گردون، شب را به روز نياورده بود كه جسم پدر سرد شد. صبحگاهان پس از انجام مراسم تغسيل در منزل، هنگام اذان ظهر بود كه شاگردان ايشان بر پيكر استاد خود نماز گزاردند و بعد از ظهر روز يكشنبه، همراه جسد ايشان كه در جعبه مخصوصي زيبا نوشته شده بود "پيكر علامه فقيد استاد جلال الدين همايي" از تهران به اصفهان زادگاه اصلي ايشان سفر كرديم و در تكيه لسان الارض در حالي كه هنوز آفتاب غروب نكرده بود، به خاك سپرده شد. استاد همايي در طول حيات پر بركتشان بيش از صدها كتاب، مقاله و شرح و تفسير در مباحث مختلف ادبي و علمي از خود به جاي گذاشت.

توصیه به جوانان
استاد همایی به جوانان می‏گفت: «بالاخره باید جوان و پیر قدر خودشان را بدانند. کاری بکنید که این عمر شما جز در راه سعادت و مصلحت خودتان و ملّت و کشورتان نباشد. من یک چیزی را دلم نمی‏خواهد بشنوم که به جوان‏ها این تلقین بشود که ای آقا، ما که به گذشتگان نمی‏رسیم، ما که به استادان نمی‏رسیم. نه من این را نمی‏پسندم. ملتی رو به ترقی است که نسل آینده آن از گذشته بهتر است. سعی کنید این طور باشید. پشت دروازه «نمی‏شود» و پشت دروازه «یأس» ننشینید. فقط یک کلمه از من بشنوید: آقا، از خودگذشتگی می‏خواهد و عشق. باید به علم عشق داشته باشید».

آخرین شعر استاد جلال الدین همایی
آخرین شعر استاد همایی «پایان شب سخن سرایی‏» نام دارد كه در ضمن آن وصف حال خودش را در روزهای پایانی زندگی توصیف می‏كند، آن‏گاه به فرزندان و نوادگانش اندرزهایی می‏دهد . این شعر كه در قالب مثنوی و در هفتاد بیت‏سروده شده است، به وصیت‏نامه‏ی منظوم استاد همایی معروف است . در بخشی از آن فرزندانش را به بردباری در ماتمش فرا می‏خواند و می‏گوید:
از من به بهشت دور باشید
گر چهره به ماتمم خراشید
آن گاه همه‏ی آن‏ها را به هم رازی و دم‏سازی و جلب رضای مادر تشویق می‏كند و به نوادگانش توصیه می‏كند دركسب علم و معرفت ‏بكوشند و جوانی را به بیهودگی نگذرانند . در پایان با دعا به فرزندانش آن‏ها را به خدا می‏سپارد و از درگاه ربوبی برای خود طلب مغفرت و آمرزش می‏كند .
یا رب به در تو آمدم شرمنده
از بارگناه سر به زیرافكنده
من بنده‏ی عاصیم تو مولای كریم
عفو از تو روا بود، گناه از بنده
نمونه اشعار :
پایــــــان شب سخن سرایی
می گفت ز ســوز دل همایی
فــــریاد کزین ربــــــــاط کهگل
جــان می کنم و نمی کنم دل
جــز وهم محال پـرورم نیست
می میرم و مرگ باورم نیست
مـــرگ آختـــه تیـــغ بر گلویـم
من مست هــــــوا و آرزومیم
روزم سپری شه ست و سودا
امــــروز دهد نویـــــد فـردا
مانــــده ست دمی و آرزو ساز
من وعده ســال می دهم باز
آزرده تنی ، فســـــــرده جـانی
در پوست کشیـده استخوانی
نه طاقت رفتـــن و نه خفتـــــن
نه حـــال شنیدن و نه گفتن
از بعــد شنیــد و گفت بســیار
خـاموشی بایدم به ناچـــار
در خـــوابگه عــــــــــدم برندم
لب تا ابـــد از سخـن ببندم
زیــــن دود و غـــــبار تیره خاک
غسل و کفنم مگر کند پــاک
غزلهای استاد همایی نیز شور و شر خاصی دارد :
تاجم نمی فرستی تیغم به ســــر مزن
مـرهم نمی گذاری زخم دگــــــر مزن
مرهم نمی نهی به جراحت نمک مپاش
نوشم نمی دهی به دلــــم نشتــر مـزن
بر فــــرق اوفتــــاده به نخــوت لگـد
سنگ ستـــــم به طایـر بی بـــال مزن
بـــر نامه امیـــد فقیــران قلــم مکش
بــر ریشه حیات ضعیفـان تبـر مــــزن
گیــــرم تو خود ز مردم صاحب نظر نه ای
از طعنه ، تیــر بـــــر دل صاحب نظر مزن
تا کــــم خوری لگد ز خر و سرزنش ز خار
گو سبزه از زمین و گل از شاخ سر مزن
منبع: ویکی پدیا ، شبکه آموزش سیما ، دیدار آشنا شماره 38 ، حوزه
http://www.rasekhoon.net/article/Show-17524.aspx
-@@@@
جلال الدين همايي روز سيزدهم ديماه 1278 هجري شمسي، در يكي از محلات جنوبي اصفهان ديده به جهان گشود. خانواده وي، اهل علم و دانش و تقوي و معنويت بودند، از پدر بزرگش «هما» تا عموهايش «عنقا» و «سما» و پدرش «طرب» همه و همه اهل علم و فضيلت بودند.
جلال الدين از چهارسالگي درس خواندن را شروع كرد.
پدر و مادرش همواره او را تشويق مي‏كردند. پدرش او را درس مي‏داد و مادرش با او، درس را تمرين و تكرار مي‏نمود. علاوه بر اين مادرش با او، درس را تمرين و تكرار مي‏نمود. علاوه بر اين ما درس قرآن كريم، دعاهاي گوناگون، گلستان سعدي و غزليات عرفاني حافظ شيرازي را به جلال الدين مي‏آموخت مي‏آموخت.
پس از مدتي وي را به مكتب خانه فرستادند، استاد مكتب خانه، بانويي پرهيزكار و معلمي دلسوز و ماهر با عنوان «ملا باجي» بود و با علاقمندي زياد، اصول فروع دين و جزع آخر قرآن را به جلال الدين و ساير شاگردانش ياد مي‏داد.
جلال الدين بعد از پايان مكتب خانه، نزد استاد ميرزا عبد الغفار و از محضر وي بهره‏ها جست. يكي از مسائل مهمي كه زندگي را بر جلال الدين تنگ مي‏نمود، فقر و تنگدستي شديد وي بود. هنگامي كه به سن سيزده سالگي رسيد، پدر مهربانش را از دست داد و جز تعدادي كتاب، چيز ديگري براي او باقي نگذاشت، لذا دوران تحصيلات او با تهيدستي و رياضت توام بود..
جلال الدين با اين همه، هرگز حاضر به قبول وجوهات شرعي نبود. عبادات استيجاري را كه معمولا طلاب مي‏پذيرفتند، مورد پذيرش وي قرار نمي‏گرفت و از قبول اينگونه در آمدها دوري مي‏نمود و مخارج زندگي خود را از راه كتابت و خطاطي تامين مي‏كرد. صحافان به او مراجعه مي‏نمودند و در مقابل هر هزار سطر نوشتن، يك تومان به جلال الدين اجرت مي‏دادند و او با همين مزد ناچيز، زندگي را در كمال سادگي و فقر مي‏گذرانيد.
استاد جلال الدين همائي در سال 1325 هجري شمس، در كنگره نويسندگان شركت نمود و عضويت فرهنگستان را نيز به عهده داشت. در سال 1326 همراه با برادر بزرگترش در مدرسه «حقايق» اصفهان و سپس در مدرسه «قدسيه» رفت و از محضر اساتيد مشهوري مانند «شيخ ابو القاسم عراقي» استفاده كرد. در سال 1328 به مدرسه علمي «نيماورد» رفت و با حدود بيست سال اقامت در اين مدرسه علوم اسلامي اعم از عقلي و نقل را فرا گرفت و در علوم متداول روز، به مقام و مرتبه بزرگي دست يافت. او بر اثر پيشرفت در تحصيلات عاليه در زمينه فقه و اصول و قدرت استنباط احكام شرعي، موفق به اخذ چندين فقره اجازه روايت و اجتهاد از علماء و مراجع تقليد گرديد.
استاد جلال الدين همائي از سال 1300 هجري شمسي كه جواني بيست دو ساله بود، در مدارس جديد، حوزه‏هاي علميه و دانشگاه تدريس رشته‏هاي علوم را آغاز كرد. مدتي در دوره دوم دبيرستان «صارميه» تدريس مي‏نمود و از جمله شاگردان او، «پرفسور تقي فاطمي» استاد رياضيات و «دكتر محمد نصيري» رئيس سابق دانشكده حقوق و «دكتر كمال الدين جناب» بود.
در سال 1307 استاد همائي به تهران آمد و با حقوق هشتاد تومان در ماه، در وزارت معارف استخدام گرديد. وزارت معارف او را به تبريز اعزام نمود و در همين سفر بود كه استاد كتاب «تاريخ ادبيات ايران» را تاليف كرد.
او سه سال بعد به تهران انتقال يافت و در دبيرستان شرف و مدرسه دارالفنون به تدريس اكتفاء نمي‏كرد، در انجمن ادبي فعاليت مي‏نمود، مسئوليت دانشسراي عالي را به عهده داشت، در كلاس روزنامه نگاري دانشكده حقوق كار مي‏كرد.
استاد جلال الدين همائي به اندازه‏اي در تبليغ و گسترش اسلام اهتمام مي‏ورزيد كه در مقابل تدريس فقه، حاضر به قبول و دريافت حق التدريس نبود، بلكه هدفش، احياء فقه اسلامي بود و ديگر هيچ.
كار استاد و لياقت و شايستگي او به قدري بالا گرفت كه دانشكده‏ها و دانشگاههاي مختلف او را براي تدريس در دوره‏هاي ليسانس، فوق ليسانس و دكترا دعوت مي‏نمودند، زيرا درسهائي مانند «صناعات ادبي»، «مطول تفتازاني» را به بهترين و موثرترين شيوه تدريس مي‏كرد.
در سال 1313 هجري شمسي، استاد با خانم «صدري ثقفي» دختر «حاج حسين ثقفي» كه از محترمين اصفهان بود، ازدواج كرد. همسر استاد اهل علم و دانش بود و در حكمت و طب نيز دست داشت و ثمره اين ازدواج سه فرزند دختر بود.
استاد جلال الدين همائي در ارديبهشت ماه سال 1333 در كنگره عظيم «ابن سينا» حضور و شركت فعال داشت. سال بعد سفري به بيروت كرد و كرسي استادي زبان و ادبيات فارسي را در دانشگاه بيروت افتتاح نمود.
وي در بيشتر مجامع علمي و ادبي حاضر مي‏شد و نسبت به شخصيت‏هاي علمي و محافل ادبي، بي تفاوت نبود. در مجلس ياد بود «احمد بهمنيار» در دوازدهم آبان ماه سال 1334 و هم چنين در كنگره بزرگداشت «مولوي» حضوري آشكار داشت و مسئوليت برنامه و سخنراني برنامه «مرزهاي دانش» در راديو ايران به عهده گرفت. استاد عضو «انجمن تحقيق در ادبيات و زبان‏هاي خارجي» بود. او آثار و تاليفات گرانبها و فراواني از خود به يادگار گذاشت كه از جمله مي‏توان اين عناوين را نام برد:
1- تاريخ ادبيات ايران.
2- غزالي نامه.
3- فنون بلاغت و صناعات ادبي.
4- مولوي نامه.
5- ديوان سنا.
6- تصوف در اسلام.
7- تصحيح «نصيحة الملوك غزالي».
8- تصحيح «مصباح الهداية و مفتاح الكنايه» تاليف «عزاالدين محمود كاشاني».
9- رساله دستور زبان فارسي.
10- تاريخ علوم اسلامي.
در سال 1345 هجري شمسي، پس از طرح قانون تمام وقت دانشگاهها، استاد ضمن نامه‏اي كه متن آن با بيت زير آغاز گرديده بود، تقاضاي بازنشستگي نمود:
رسم است كه مالكان تحرير _____ آزاد كننده بنده پير
و بدين وسيله كار رسمي استاد در دانشگاهها پايان يافت، در حالي كه او همواره حسرت مي‏خورد كه چرا از علم و دانش، آنچنان كه بايد و شايد، بهره نگرفته است!
استاد جلال الدين همائي، دانشمند بزرگ و شاعر توانا، در ششم ماه رمضان سال 1400 هجري قمري، مطابق با هشتم تيرماه سال 1359 شمسي، چشم از جهان فروبست و در حسينيه «لسان الارض» اصفهان دفن گرديد.
در اينجا بي تناسب نيست چند شعر از سروده‏هاي «استاد همائي» را در مرثيه شهيدان عاشورا، مورد مطالعه قرار دهيم:
الا اي فروزند دل آفتاب _____ به جسم شهيدان سبكتر بتاب
شهيدان قربانگه راستين _____ فشانده به حق، بر دو كون آستين
جگر گوشگان پيمبر همه _____ گل باغ زهراي اطهر همه
عزيزان درگاه عزت نشان _____ فتاده به چنگال مردم كشان
جگر گوشه‏هاي رسول خداي _____ زده تشنه در موج خون دست و پاي
ز خون شهيدان، زمين سرخپوش _____ ز آه يتيمان، زمين پرخروش
از اين سر زمين، تا به روز شمار _____ نرويد مگر، لاله داغدار.
http://www.goonagoon.org/SubjectForPrint.aspx?key=8445
-@@@@
معروف ترین آثار جلال الدین همائی عبارت است از:
* تاریخ ادبیات ایران ۱۳۰۸-۹
* غزالی نامه (شرح حال امام محمد غزالی‌) ۱۳۱۵
* تصحیح‌کتاب نصیحه الملوک امام محمد غزالی ۱۳۱۵-۱۷
* تصحیح مثنوی ولدنامه با مقدمه‌مفصل ۱۳۱۵
* تصحیح کتاب التفهیم ابوریحان بیرونی با تحقیقات مفصل ۱۳۱۶
* تصحیح‌کتاب مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه اثر عزالدین محمود کاشانی ۱۳۲۵
* تصحیح معیارالعقول منسوب به شیخ الرئیس ابوعلی سینا درفن جراثقال ۱۳۳۱
* مقدمه بر اخلاق ناصرتألیف خواجه نصیر الدین طوسی‌۱۳۳۵
* مولوی نامه ۱۳۵۶
دهها مقاله تحقیقی به چاپ‌رسیده در مجلات و تألیف چند کتاب درسی دوره دبیرستان .
منابع
* اثرآفرینان، زندگینامهٔ نام‌آوران فرهنگی ایران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، جلد ششم
* جلال الدین همائی، آفتاب
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C
-@@@
قصیده طلوعیه
در منقبت حضرت مولی الموالی امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
این قصیده به شیوه لامعی و ازرقی در استقبال از لامیه عمان سامانی در سنه 1346 هجری قمری موافق با ۱۳۰۶هجری شمسی ساخته شده است.

سپیده دم که غلامان پیشگاه ازل
زدند خیمه زربفت بر فراز جبل
سپهر را که به تن بسته بود خون سیاه
ز تیغ مهر درخشان گشوده شد اکحل
به لوح صفحه مینا زر گداخته ریخت
چو آتشین ورقی روی آبگون جدول
هوا ز پرتو مهر و شفق به هم آمیخت
درون کاسه فیروزه گون شراب و عسل
طبیب صنع فلک را به دفع رنج دُوار
همی به ناصیه مالید از شفق صندل
چو ریخت گاو سحر از دهان لعاب گوزن
غزاله فلکی رخ نمود بر سر تل
ز کام افعی شب جست آتشین مهره
چوبسّدین گهری طرف لعل گون منهل
برون ازین تل خاکستری شد آینه ای
که یافت آینه ی آسمان از آن صیقل

***

عیان نمود مهم چهره در مقابل مهر
به سان آئیه ای در برابر مشعل
عیان به چهره تابنده اش سیه خالی
چو در اشعّه خورشید احتراق زحل
چو لاله فاش نهاده پیاله ای بر دست
چو غنچه تنگ گرفته صراحی ای به بغل
ز تاب آتش رخ گشته سنبلش بی تاب
ز نور نشأه می گشته نرگسش اشهل
ز جزع لولو تر ریخت بر بساط عقیق
چو خطّ سیمین اندر زبرجدین جدول
به یاد زلف و رخش رانده هر کسی سخنی
یکی ز شام ابد دیگری ز صبح ازل
به گاه خنده لب لعل او گهر می ریخت
چو گاه بخشش دست خدایگان اجلّ
علی امام مبین آسمان دانش و دین
شه ستاره حشم آفتاب عرش محل
مهی که پرده ز رخ گر نمی گشود هنوز
«به پرده بود جمال جمیل عزّ و جلّ»
جهان پناها ای آنکه خاک راه تو را
کنند زیور دیهیم خسروان دُوَل
خدایگانا ای آنکه در زمانه تو را
همال نیست به جز پیش دیده احول
عروس حسن تو بیرون ز حجله شد ور نه
هنوز حجله نشین بود صادر اول
ضمیر غیب نمای تو مهر عالمتاب
زبان عقده گشای تو حلّ لاینحل
اگر عدو به تو پیشی گرفت و بالائی
جلال چرخ مثال تو را از چه خلل
ببین به ثور که پیشی گرفته چون به اسد
ببین به مهر که برتر از آن نشسته زحل
ز بهر روشنی چشم اختران گردون
کند غبار سم توسن تو در مکحل
به جز ز ابر سخا و سحاب مکرُمتت
زمانه را نخورد آب کشتزار امل
عقاب حزم تو چون بال امن بگشاید
به زیر شهپر عنقا برد پناه اجل
به لوح سینه افلاک نقش مهر تورا
کشد به خانه تقدیر نقشبند ازل
ز سوز قهر تو زهر است اگر بود شک
ر به یاد مهر تو شهد است اگر بود حنظل
هماره تا زخ و گیسوی دل ربایان را
به صبح و شام و شب و روز می زنند مثل
شب عدوی تو را روز خوش مباد ز پی
مباد صبح مُحِبّت به شام تیره بدل
سنا ثنای تو گوید به قدر خود ور نه
حدیث مدح تو کی گنجد اندرین مجمل
همیشه تا ز عرب وافر است و کامل باد
اصول خصم تو مقطوع همچو بحر رمل

صفحه ۳۵-۳۶دیوان سنا


منقبت مولی الموالی حضرت مولانا و مقتدانا امیرالمومنین
علی بن ابی‌طالب علیه السلام
دی ماه ۱۳۵۶شمسی برابر با ماه صفر از سال ۱۳۹۸هجری قمری و مطابق با ژانویه ۱۹۷۸میلادی
سلطنت آباد تهران

تا به کی افسانه از دارا و اسکندر کنی
قصه باید از امیرالمومنین حیدر کنی
گر حدیث راست می خواهی و گفتار درست
مدح باید از شه دین حیدر صفدر کنی
تا به دست و خامه ات یارائی مدح علی است
حیف باشد حرف دیگر ثبت در دفتر کنی
راست خواهی حق نباشد کین گهر لفظ دری
جز که اندر حرف حق در صحبت دیگر کنی
وصف شاه اولیا نعت شه مردان بیار
دفتر شعر و ادب را تا از او زیور کنی
خامه در نقش علی بت شکن زن تا به چند
خامه ی مانی تراشی، رنده ی آزر کنی
جان تازه در تن افسرده می آید به رقص
به مدیحش تازه چون طبع سخن گستر کنی
ناسزایان را ستودن بت تراشیدن بود
خود هنر ضایع چرا در پیشه بتگر کنی
خامه فرسودن به مدح خواجگان جاه و مال
عمر فرسودن بود آن به که این کمتر کنی
با دروغی چند تا چند از ره بیم و امید
از یکی افسارگیری بر یکی افسر کنی
شرم بادت زین هنر کز قول ترفند و فریب
گوهری را پشک سازی پشک را گوهر کنی
شاه غزنین می رود از یاد و فتح سومنات
چون سخن از جنگ بدر و غزوه خیبر کنی
با علی، نام از ابوسفیان و فرزندش مبر
روبهان را کی سزد با شیر نر همبر کنی؟
عترت خود را پیمبر تالی قرآن شمرد
کار در دین بایدت برگفت پیغمبر کنی
یعنی اندر حکم سنت بعد قرآن کریم
تکیه باید بر علی و عترت اطهر کنی
سرخ روئی گر ز کوثر خواستاری بایدت
پیروی از رسم و راه ساقی کوثر کنی
بی وَلای مرتضی چون باد اندر چنبر است
روز و شب گر در عبادت پشت را چنبر کنی
چون پیمبر باب خواندش مر مدینه علم را
دست بیعت بایدت در حلقه آن در کنی
آن چنان باشد که گرد کعبه باشی در طواف
چون طواف مرقد آن شاه دین پرور کنی
اندر آئین جوانمردی و دین داری رواست
گر سر و جان در ره آئین آن سرور کنی
هر سری کان نیست اندر پای آن سرور به راه
غبن باشد گر دمی از عمر با او سر کنی
پیش من حرفی ز اسرار وَلایت برترست
زانکه صد فصل از فنون علم را از بر کنی
آنچه در وصف علی دانم اگر گویم مرا
طعن در محراب گویی، لعن بر منبر کنی
رازها دارم به دل گر پرده بگشایم مرا
طعمه شمشیر سازی مثله ی خنجر کنی
گفت عارف در بشر روپوش کرده آفتاب (۱)
این کلام نغز را باید به جان باور کنی
و اندر این ره مشکلی گر پیش آید بایدت
حلّ آن از اتحاد ظاهر و مظهر کنی
***
ای علی مرتضی ای آیت حسن القضا
ای که ز اکسیر عنایت خاک ره را زر کنی
آفتاب اولیائی سایه لطف خدا
دوستان را سایبانی در صف محشر کنی
سایه لطف و کرم از دوستداران وامگیر
ای که از داروی احسان چاره مضطر کنی
تشنه کامانیم ای ابر کرامت خوش ببار
تا گلوی خشک ما از آب رحمت تر کنی
تو شفیع مذنبانی و «سنا» غرق گناه
چشم دارم کش شفاعت در بر داور کنی
مدح کس گر گفته ام نعت توام کفاره است
بو که زین کفاره ام آسوده از کیفر کنی

(1) - اشاره به این بیت از جلال الدین رومی در دفتر ششم مثنوی
در بشر رو پوش کرده است آفتاب
فهم کن والله اعلم بالصواب

صفحه ۵۵-۵۷از دیوان سنا

 

هو الحق
درمنقبت حضرت مولی الموالی امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام
اردیبهشت ۱۳۴۷شمسی برابر با صفر ۱۳۸۸هجری قمری، اصفهان

سلطان لافتی و شه انّما علی است مرآت ذات و آینه حق نما علی است
میزان کفر و دین و قسیم جحیم و خلد فرمانده قضا شه ارض و سما علی است
دست خدا، لسان خدا، دیده ی خدا شیر خدا، ولی خدا، مرتضی علی است
زاید بود اضافت دست و زبان و چشم بگذار این اضافه و بر گو خدا علی است
خود رمز «الاضافة کفرٌ» شنیده ئی حق بی اضافه بین که ز سر تا به پا علی است
من کفر می نگویم، توحید کامل است یعنی که در بقای الهی فنا علی است
شرک این سخن نباشد، شرک آن بود که تو گوئی که از خدای یگانه جدا علی است
اندر میان ما و تو یک «با» تفاوت است من حق علی گویم و تو حق با علی است
تکرار می کنم که من اندر بیان حق گویم علی خداست تو گوئی خدا علی است
هو حق علی یکی است به معنی از این سبب ذکر فقیر یا حق و یا هو و یا علی است
هر کس غلام و بنده شاهی و دولتی است ما بنده حقیم و شهنشاه ما علی است
آسان شود ز دست علی مشکلات ما دست خدا و پنچه مشکل گشا علی است
هر کس به پیروی امامی و مرشدی است مولا و مقتدا و امام سنا علی است
صفحه ۶۷-۶۸ از دیوان سنا


رباعی
در منقبت حضرت مولای متقیان و امیرمومنان علی بن ابی طالب علیه السلام
دی ماه ۱۳۴۰شمسی، تهران

چون نام علی، نام خدای احد است
باسم الله و یا علی مدد هم عدد است
وآنگاه به حق چو با علی هست
یکی هرجا که علی بود حق مدد است

توضیح : جمله باسم الله و یا علی مدد هر کدام به حساب ابجد ۱۶۹ می شود؛ کلمه بحقّ نیز که به عدد ابجد ۱۱۰می شود با کلمه علی در عدد متحد است.

صفحه ۲۲۰از دیوان سنا

روز عید مولود حضرت امیرالمومنی علی علیه السلام ۱۷ربیع الاول ۱۳۶۷هجری قمری
مائیم دل از مهر علی آکنده
خاطر ز علایق جهان برکنده
بر دامن تو دست تولّا زده ام
ای دست خدا بگیردست بنده
صفحه ۲۲۴از دیوان سنا
اشاره :
منبع زندگی نامه استاد مقدمه دیوان سنا است.
دیوان سنا : مجموعه اشعار استاد جلال الدین همائی، به اهتمام دکتر ماهدخت بانو همائی، تهران، هما، ۱۳۶۷، ۲۲۶ص
http://www.kheimehnews.com/vdce.o8nbjh8xp9bij.html
-@
http://www.zendehrood.com/visitorpages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=16802,1
............
http://www.aftab.ir/lifestyle/view/97142
...................
http://www.jjtvn.ir/display_full.aspx?data_id=21474
...........................
http://xalvat.com/Nashr-eDigaran/601-650/632-Homaee.pdf

 

 

ارسال نظر
 
 نام :
 ایمیل:
 کد امنیتی كد امنيتی
بارگزاری مجدد کد
 کد:



 
 

تعداد بازديدكندگان عزيزسايت تا بحال:


حدیث روز

آرشیو موضوعات

آر اس اس (خبرخوان) سایت
سامانه وبلاگ دهي هدي نت
وبلاگـهـاي سايت هـدي نـت
English-ContentsandThreads
الموضوعات والمباحث العربيه
الصوتيات العربيات
المقالات المتنوعات
الجمهورية الإسلامية
الدين والتاريخ
قضايا العالم
الأخبار
اخبار،روزنامه،راديو،تلويزيون
معرفي سايت ومدير سايت
سرود،دعا،قرآن آنلاين
كتابخانه آنلـايـن هُـدي بـوك
کــتــــا بـهــــا و مـقـــالـات
كتابهای موبايلی هدي
آشنائي با 14معصوم
علماءومشاهير
نرم افزارهاي موبايلي
گالری عكس و تصوير
گالري تصاويرمذهبي
فيلمهاي مذهبي
كتابخانه هُدي
کتابخانه عمومی
کتابخانه پی دی اف
كتابهاي پستي
'گزيده نشريات
گزيده مقالات
گزيده اشعار
احاديث وحكايات
گزيده حكايات
حج وعمره وزيارت
سخنراني ومداحي
گــردشـگــــــري و زيــارت
آشنائي با مشهد
آشنائي باشهرقُم
عتبات عاليات
شهرهاي ايران
مــطـــــالـــب آمــــوزشـی
وب ورايانه
كدهاونرم افزارها
آموزش ومعلومات
د یــنــــی و فـــرهـنـــگـی
وقف،واقف،موقوفات
اهميت نماز
قرآن و تفسير
نهج البلاغه
احاديث وروايات
احكام اسلام
فتاواي مراجع
دعاهاوزيارات
درسهای حوزوی
و قــــــا يــــــــع مــهــــــم
رمضان المبارك
وقايع شمسي
وقايع ميلادي
وقايع قمري
محرم وصفر
تقويم تاريخ
روزشمارانقلاب
گـــــــــــــــو نـــا گــــــــو ن
پيامهاي رهبري
اختلاف افکنها
و اين بارسوريه
طب اسلامي وسنتي
انقلاب وامام خميني
ساعتي با پليس
بهداشت وسلامت
هُشدارهاي پليسي
طنزولطيفه وحكايت
خـانـه و خـانـواده
قصه ومقالات كودكان
فلسطين واسرائيل
مهدي و مهدويت
انقلاب وحكومت
بسيج ودفاع مقدس
انرژي هسته اي
كشاورزي،آب،دام،طيور
خليج هميشه فارس
حــقــــوقـي و قـضـــــائـي
قوانين ومقررات
مقالات حقوقي
نظريات مشورتي
آراءوحدت رويه
اعتيادوموادمخدر
جرم وجرم شناسي
روان روانشناسي
جامعه شناسي
ا د يــان و مــــــــذ ا هــــب
سايتهاي مذهبي
شيعه وتشيع
دين اسلام
د ين مسيحيت
د ين يهو د يت
بابيت وبهائيت
آئين تصوف
آئين و ها بيت
شيطان پرستي
مطالـب و بلا گ هد ي بلـاگ
فهرست مطالب وبلاگ
كتابهاي موبايلي
كتابخانه عمومي
قرآن وتفسير
حديث وروايت
دعا وعبادت
روزه وماه رمضان
سخنرانيهاومداحيها
چهارده معصوم
پرسش وپاسخ
مقررات جزايي
وقايع شمسي1
مقالات حقوقي
وقايع شمسي2
شيعه ومكتب تشيع
رهبرانقلاب
احكام وفتاواي فقها
آموزش احكام جوانان
امامت وولايت
مسلمانان جهان
تبليغات مسيحيان
آئين وهابيت
ايثاروشهادت
هنرمندان ودانش
جامعه وخانواده
فلسفه شرق
انواع مديريتها
گنجينه اشعار1
بهداشت رواني
بهداشت وسلامت
هشدار پليسي
مطالب آموزشي
جوكهاوفكاهيات
آشپزي كدبانو
اينترنت وكودكان
انواع ورزش
هولوكاست چيست
انرژي اتمي
انواع نرم افزار
وبلاگ نويسي
آلبوم عكس
پخش صداوسيما

آرشیو سایت

پایگاههای مذهبی دیگر











آمار سایت

 



بازدیدها:

 

اشتراک ایمیلی

آدرس ایمیل خود را وارد کنید تا آخرین مطالب برایتان ارسال شود.

لطفا بعد از ثبت به ایمیل خود رفته  آنرا تایید کنید.

پربازدیدترین مطالب

لینک های مرتبط

» خدمات پیشرفته طراحی وب سایت و پورتال
» سازمان تبليغات اسلامي
» سايت وزارت بهداشت
» پايگاه اطلاع رساني مدايح(شعرونوحه وسرود)
» درسهاي حوزوي حوزه آنلاين
» درسهاي حوزه علميه قم
» دفترتبليغات اسلامي حوزه علميه قم
» پايگاه اطلاع رساني كارمندان
» سرويس طلبه بلاگ درمشهد
» پايگاه اطلاع رساني بصيرت(حوزه علميه مشهد)
» سيستم پايانه قوه قضائيه
» پرتال جامع قوه قضائيه
» سايت دادگستري خراسان رضوي
» كانون كارشناسان رسمي دادگستري خراسان
» كانون وكلاي دادگستري خراسان
» آستان قدس رضوي
» شوراي اسلامي مشهد
» شهرداري مشهد
» استانداري خراسان رضوي مشهد
» وب سايت تخصصي گردشگري وهتلداري
» سايت هتل ياب براي مسافرين
» ستادتسهيلات سفرهاي كشور
» قیمت روز طلا سکه نقره مس ارز
» اخبارآب وهواي كشور
» اداره كل دامپزشكي خراسان رضوي
» تقويم تاريخ
» پايگاه اطلاع رساني كتابداران
» سايت خبرگذاري حج وزيارت
» سايت لبيك حج
» بانك لينك سايتها ووبلاگها
» لينكستان سايتها ووبلاگها
» حـوزه عـلمـيـه خـراسـان
» سايت حج وزيارت
» بعثه مقام معظم رهبري
» پايگاه اطلاع رساني دفترمقام معظم رهبري
» دفترحفظ ونشرآثارمقام معظم رهبري
» بعثه مقام معظم رهبري درامورروحانيون
» حج وزيارت خراسان رضوي
» زائرين ومديران حج تمتع
» زائران ومديران عمره
» زائران ومديران عتبات عاليات
» ثبت ناه عتبات عاليات
» زائران ومديران سوريه
» اخبارجهان تشيع
» اوقات شرعي مشهد
» مجلس شوراي اسلامي
» رياست جمهوري
» جامعة القرآن الكريم
» سامانه مديريت تبليغات اسلامي
» افق حوزه علميه قم
» مديريت حوزه علميه خواهران
» پيشنهادكاروحرفه
» كاريابي نصروب
» سايت سازمان سنجش كشور

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است